تبليغاتX
ّپاریز فردا

ّپاریز فردا

وبلاگی در مورد پاریز و اداب و رسوم مردم پاریز

صداقت

بركه اي كوچك .اقيانوسي بزرگ .فرقي نمي كندزلال كه باشي اسمان درتوپيداست

+ نوشته شده در  90/04/07ساعت 9:46  توسط وحیدرضا  | 

معجزه ی گردو

می گفت : همی گردو ته باغ عبا س دید ی یه سا ل من سه ما ه شب و روز روش بودم و گردواش می تکوندم .

تو تبره برام آب ونون میدادن بالا وقتی که تموم شد اینقدر گردو زیرش جمع شده بود که از همون بالا روشون خزیدم

پایین تا اومدم بارشون کنم بارون گرفت و رود خونه راه افتاد و گردو هارو با خودش برد .

همه ناراحت تا اینکه بهار خبر آوردن که از زیر گستو تا زیداباد گردو سبز شده ما هم خوشحال شروع کردیم به فروختن

نهال گردو . !!!

بهترین ها را برای شما آرزومندیم و صمیمانه ترین شادباش های نوروزی را تقدیم میداریم.

وحید رضا رواقی پاریزی

+ نوشته شده در  89/01/12ساعت 15:11  توسط وحیدرضا  | 

شکارگاه

می گفت: اون قدیما یه روز هوس کردم برم شکار زدم به کوه دهنه مسلمونی وسطای کوه یه بزگردن کلفت دیدم ومجالش ندادم  وزدم وسط پیشونیش همچین که نزدیکش رسیدم دیدم آسمون سیاه شده از زنبور خوب که نگاه کردم دیدم از تو یکی از شاخاش در می شن  هر شاخی حدود دو متر خلاصه یک زنبور عسل رفته بود تو شاخ اونو من از تو شاخش حدود ده من عسل در کردم .!!!

+ نوشته شده در  88/09/26ساعت 18:29  توسط وحیدرضا  | 

شکارگاه



+ نوشته شده در  88/05/08ساعت 22:30  توسط وحیدرضا  | 

انتظار

به نام خداوند جان وخرد دوپایم بر لب جو دوچشمم می زنه سیلا به هجو که هرکس نامه ی دلبر بیاره بدوم پای لخت من تا سرکو وحالا یک دوبیتی از استاد عظیمی ای یار حیات ما فقط در کف توست هر نغمه ی اندیشه ی ما از دف توست تنها نه گرفتار تواست این مجنون هر عاشق وشیدای نهان درصف توست این هم فقط بخاطر تو عزیزم م ت پ ودیگر دوستان
+ نوشته شده در  88/04/24ساعت 12:38  توسط وحیدرضا  | 

پیام تبریک نوروز 1388

                                           به نا م ایزد منان

نوروز نماد طراوت وسرسبزی که دیگر جلوه گاه توانمندی اهوراست    بر رهروان راستین ایزد یگانه مبارک بادا .

امید  بر آن است که سال پیش رو فرخنده و سر شار  از تمامی مواهب الهی گردد که طلیعه ی هر فرایند نو خواهانی های اهورایی را به افق آرزو متبادر می نماید ونهاد تنوع طلب سعادت ونیک کامی را بر همگان خواستار است .

نوروز باستانی مبارک .               وحید رضا رواقی پاریزی

+ نوشته شده در  87/12/28ساعت 13:54  توسط وحیدرضا  | 

گیسوی یار

صبح از سپیده  زمهرت چو گفتگوست                 

چشمم به راه دیدن  آن  نازو رنگ  و بوست

بر گیسوان  باد برافشانده ات دلم

همچون حضور تشنه بر آن شط آرزوست

ای نازنین که دراین منزل دلی

تک دیده ی عطش بر آن آستان  روست

ساقی کریم باش در این تنگنای عشق

بر من ببخش هر آن  می که در سبوست

گر راحتی وسعادت نصیب گشت

یک دم غنودنی  درآن  آبشارموست

شیدای لیلی است  کنون قلب بی قرار

هم  در لهیب وصل چو مجنون به جستجوست

این عشق آتشین نه زمینی الهی است

محبوب این فقیر فقط بارگاه اوست    

سراینده  : استاد سهیل  عظیمی

+ نوشته شده در  87/12/23ساعت 15:18  توسط وحیدرضا  | 

چشم انتظار

شبی که ول نیومدمن نخندم

نه سرمه چشم کنم نه سرببندم

اگردونم شبی دلبرمی آیه

گلی لا دربزارم درنبندم

+ نوشته شده در  87/12/20ساعت 13:25  توسط وحیدرضا  | 

دالخونی

گهی سرگو گهی چل دخترونم

به دالخونی گله ی بزمی چرونم

سلام ازدوربه دلبرمی رسونم

زده عشق صنم سیما بجونم

+ نوشته شده در  87/12/02ساعت 13:8  توسط وحیدرضا  | 

پسینی

پسینی منزلم پوزه ی دوچاهی

 

به این کوه های وطن کردم نگاهی

 

خداوندا مرا یه کفتری ساز

روم در مله ی دلبر گدایی

پسین =عصر

پوزه = اول – – نوک -- - بینی

+ نوشته شده در  87/11/28ساعت 10:53  توسط وحیدرضا  |